بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
22
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
را كه هيمه و افروزندهء آن مردمان يعنى كافران ، و سنگهاى كبريتى است . چنانچه حق تعالى در آيه ديگر فرموده « 1 » « إِنَّكُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ » أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ حالكونى كه بتحقيق آن آتش آماده كرده شده براى كافران . بنا بر اين « اعدت للكافرين » حال است از « النار » باضمار « قد » و ميتواند كه صلهء ديگر باشد براى « التي » موصول ، أى « فاتقوا النار التي اعدت للكافرين » يعنى به پرهيزيد آتش دوزخ را ، آن چنان آتش دوزخ را كه آماده شده براى كافران . پوشيده نماند كه اعداد نار براى كفره مقتضى آن نيست كه فسّاق مؤمنين داخل در آن نتوانند شد ، چنانچه اعداد خانه براى شخصى لازم ندارد عدم دخول غيرى را در آن خانه ، با آنكه مجانين و ولدان داخل جنت ميگردند . حق تعالى در باب جنت فرموده : « أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ » پس استدلال بآيهء « أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ » بر عدم دخول اهل ايمان در نار صحيح نخواهد بود . وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا و بشارت ده آن كسان را كه ايمان آوردند وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ و كردند كارهاى نيكوى پسنديده . ظاهر عطف عمل صالح بر ايمان دلالت كند بر اينكه عمل صالح داخل در أصل ايمان نيست ، بلكه اصل ايمان همان تصديق قلبى است و بس ، و اگر بعضى أحاديث دلالت بر دخول عمل صالح در ايمان كنند مراد از ايمان ايمان كامل خواهد بود أَنَّ لَهُمْ أى بأن لهم يعنى بشارت ده ايشان را به اينكه مر ايشانراست بسبب ايمان و عمل صالح زيرا كه مقرر است كه ترتب حكم بر وصف مشعر بعليّت و سببيت آنست جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ بهشتهايى كه ميرود از زير درختان آن بهشت يا از زير قصور و غرفهاى آن ، جويهاى آب . كُلَّما رُزِقُوا مِنْها هر وقتى كه روزى داده شوند أهل جنات از آن جنات مِنْ ثَمَرَةٍ بتقدير « من ثمرة الجنات » بدل « منها » است ، و مراد اينست كه هر گاه روزى داده شوند از جنات يعنى از ميوهء جنات رِزْقاً روزى دادنى ، بنا بر اين « رزقا » مفعول مطلق
--> ( 1 ) - سورهء انبياء آيهء 98 .